"موسیقی پر مخاطب ترین هنر در ایران است. در عین حال مهجورترین، محدودترین و پرمساله ترین هنر نیز محسوب میشود" با این مقدمه افشین داور پناه، دبیر علمی همایش، اولین نشست از سلسله نشستهای رسانه و موسیقی روز دوشنبه –2 اسفند- آغاز شد.
فرایندهای ناشی از رسانهای شدن موسیقی
دکتر نعمت الله فاضلی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی سخنران اول نشست به موضوع "رسانه ای شدن موسیقی" پرداخت. تاکید اصلی سخنرانی دکتر فاضلی بر بیان تفاوتهای موسیقی در دوره پیشامدرن و مدرن (دوره رسانهای شدن) بود.
فاضلی در بخش مقدماتی سخنان خود تاکید کرد که با رویکردی انسان شناختی و مطالعات فرهنگی به موسیقی توجه میکند. "در این رویکرد فهم فرهنگ معاصر از منظر انتقادی است. انتقادی بودن به این معنی است که جایگاه پدیدهها را از نظر مناسبات قدرت و نسبت پدیده با زمینه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آن بررسی کنیم (زمینه مند سازی). همچنین موضوع مهم دیگر در مطالعات فرهنگی تجربه زیسته است که شامل مجموعه مشاهدات، تاملات و تجربیاتی میشود که سوژه یا فرد در جریان زندگی روزمره با آن مواجه میشود".
وی سه پیش شرط فهم فرایند رسانه ای شدن موسیقی در ایران را 1- ترسیم بینش تاریخی و تطبیقی دوران پیشارسانه ای شدن با دوره رسانه ای شدن 2- داشتن بررسی دقیق تجربی درباره موسیقی امروز ایران از نظر سبک و محتوا 3- داشتن گفتمان عمومی درباره موسیقی دانست و گفت که متاسفانه هیچ یک از این سه شرط تاکنون بررسی نشده است.
فاضلی تعریف مبنایی خود از رسانهای شدن را همان تعریف جان تامپسون قرار داد که میگوید رسانهای شدن عبارت است از فرایندی که در آن تولید، توزیع و مصرف نمادها و معانی توسط رسانهها صورت گیرد و خاطرنشان کرد: مهمترین ویژگی فرهنگ معاصر ما رسانهای شدن است.
فرایندهای متعددی در نتیجه رسانه ای شدن موسیقی ایجاد میشوند که دکتر فاضلی به شرح برخی از آنها پرداخت:
1- همگانی و همه جایی شدن موسیقی: در دوره پشامدرن موسیقی بسیار گسترده و متنوع بود ولی همگانی و همه جایی نبود. مهمترین عاملی که موسیقی را روزمره کرد رسانهها بودند.
2- سیاسی شدن موسیقی: رسانه، موسیقی را وارد مناسبات قدرت و سیاست میکند. هر جا عموم باشد امر عمومی و سیاسی هم شکل میگیرد. ارتباط چهره به چهره و آئینی بسیار محافظه کارانه هستند. موسیقی قومی و پیشامدرن اگر چه دلالتهای سیاسی، غیرشخصی و ضمنی قدرت در آن وجود دارد و میتوان برای آن معنای سیاسی تعریف کرد اما این دلالتها بسیار محدود هستند. با رسانهای شدن، موسیقی دارای عملکرد سیاسی و ایدئولوژیک بسیار گسترده میشود. در دو قرن گذشته نمیتوان هیچ حادثه سیاسی بزرگی را نام برد که در آن به شکلی موسیقی وجود نداشته باشد. تحول سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در دنیای امروز دارای صدا و آهنگ است.
3- تجاری شدن موسیقی: فرایند دیگری که رسانهای شدن موسیقی ایجاد کرد تجاری شدن آن است. موسیقی قبلا فاقد امکان تولید ثروت بود اما اکنون خود موسیقی به عنوان کالای فرهنگی مولد ثروت و دارای ارزش مادی و پول است.
4- بصری شدن موسیقی: موسیقی در گذشته فاقد ماهیت انضمامی بود و در دوره پیشامدرن بیشتر عارفانه و انتزاعی بود. رسانه، موسیقی را از عالم تجربه و ملکوت به زمین آورده و آن را با زندگی روزمره تک تک شهروندان درآمیخته است. ما اکنون در موسیقی چیزهایی را میبینیم نه اینکه فقط آن را بشنویم. موسیقی از طریق رسانه ها بصری شد. بصری شدن پیامدهای گستردهای در فرم ها و سبک ها دارد.
5- عرفی شدن موسیقی: در دوره پیشارسانه ای، موسیقی قدسی، ملکوتی و تجریدی بود اما از قرن 18 به بعد تغییر کرد. زمینه مصرف موسیقی ارتباطات چهره به چهره و گرم نیست حتی در مراسم های آئینی خود موسیقی مورد توجه نیست. فقط در کنسرتها ما شنونده موسیقی هستیم. در سایر موقعیتها در حال انجام کار دیگری هستیم و موسیقی را مصرف میکنیم. در چینن شرایطی حتی پخش موسیقی مذهبی چون شنیده نمیشود بلکه مصرف میشود با وجه مادی، زمینی و عرفیاش معنا مییابد.
6- جوانی شدن موسیقی: هیچوقت در طول تاریخ موسیقی نماد جوانان نبوده جز در دو قرن اخیر. هیچ وقت نبوده که موسیقی بخشی از هویت جوانی باشد و هیچ وقت جوانی با موسیقی تعریف نمی شد. این اتفاق محصول پیوند موسیقی با رسانه است.
7- جهانی شدن: موسیقی امروز موسیقی جهانی است که یکی از اشکال بارز توسعه جهانی موسیقی است. همه اشکال موسیقی تحت تاثیر جهانی شدن قرار گرفتند . موسیقی محلی جهانی و موسیقی جهانی محلی می شود.
با موسیقی متوجه عظمت گسلهایی که روی آن زندگی میکنیم نمیشویم
دکتر اسماعیل خلیلی، عضو پژوهشکده فرهنگ و هنر جهاد دانشگاهی در ادامه سخنان دکتر فاضلی به تفاوتی میان دیدگاه خود با او اشاره کرد و گفت: به نظر من موسیقی در دوره پیشامدرن حالت انضمامی داشته و در دوره مدرن انتزاعی شده است (برعکس نظر دکتر فاضلی).
خلیلی به تقسیم بندی موسیقی پیشامدرن در سه دسته فولکور، مجلسی و مناسکی اشاره کرد و گفت: موسیقی فولکور مناسب کشت و کار، شکار و حیات زندگی روزمره افراد در آن دوره بود. موسیقی مناسکی در آیین زرتشت و هند وجود داشت و موسیقی مجلسی –برخلاف نظر دکتر فاضلی- صرفا مخصوص دربار نبود بلکه محتوای آن با موسیقی مخصوص شالیزار و برنج کوبی متفاوت بود.
او با اشاره پیدایش شهرنشینی جدید، تاثیر آن را بر ساختار تولید و مصرف موسیقی توضیح داد و گفت: از میان سه نوع موسیقی یاد شده، موسیقی مجلسی به موسیقی مدرن و بعدها پاپ تغییر شکل میدهد. موسیقی مجلسی نیازمند فضایی است که عده زیادی را مخاطب خود قرار دهد. با شکل گیری شهرنشینی جدید تعداد ساز اندک برای رساندن موسیقی به جمعیت زیاد کفاف نمیداد. این امر سبب شد که تحولی در مکان عرضه موسیقی، ابزارهای موسیقی ایجاد شود و مولف (سراینده) به وجود بیاید.
به گفته این عضو پژوهشکده فرهنگ و هنر، در موسیقی پیشامدرن موسیقی بیان امری مشترک و احساس مشترک نسبت به آن امر بود اما در دوره مدرن امر مشترک از پیش داده شده اصلا وجود ندارد. کرکرد امروزی موسیقی – از طریق رسانه- ایجاد امر مشترک از طریق ایجاد حس مشترک است.
خلیلی در ادامه به توالی شکل گیری رسانهها و به خصوص گرامافون که منجر به شکل گیری موسیقی- رسانه شد اشاره کرد و گفت: اگر موسیقی-رسانه نبود جهان مدرن فرو میریخت. چرا جهان سرمایهداری فرو نریخت؟ یکی از پاسخهایی که وجود دارد این است که موسیقی-رسانه است. ما عظمت گسلهایی را که روی آن زندگی میکنیم متوجه نمیشویم.
وی در پایان سخنان خود به شرایط اضطراب آلود انسان مدرن و درگیری ناخودآگاه ذهن انسان با موسیقی به این دلیل اشاره کرد.
نشست دوم این سلسله نشستها روز سه شنبه 3 اسفند ساعت 16-18 در پژوهشکده فرهنگ و هنر جهاد دانشگاهی واقع در چهارراه ولی عصر برگزار میشود.